غار و غارنشین
دارکوبی برای ساخت لانه بر شقیقه ام می کوبد!
winter is coming all the past making the sign of cross for the thousand times the puddings, the presents, the paintings when i look back "?!" merry christmas merry christmas merry christmas merry christmas merry christmas merry christmas merry christmas -Last week- There's nothing but the truth It's so hard for me ?Hasn't anybody told you You are fragile,my weak point Your voice still in my find But never forget that I'm still with you looking at the wall and seeing your face نگاه نافذش...لبخند گرمش... دست های...بگذریم...(به بیان نمی آید...) از بودن می گفت...از با هم بودنمان... دوباره شده بود جاذبه از او و دافعه از من... صورتم را زیر شالگردنم پوشانده و بغض کرده بودم... همش می پرسید:"حالت خوبه!؟" و من در خودم فرو می ریختم... آنقدر از بودن گفت که اشک در چشمانم جمع شد و ... هاج و واج مانده بود... می خواست که تنهایی گریه نکنم... مرا نشاند و کنارم نشست... با خودم چنین اندیشیدم که این تقدیر ماست... پس خود را برای رویارویی با واقعیت آماده کردم... گذشت... برایش نگفتم از پروژه ی خطرناکم....ولی فهمید...(کم و بیش) و مقدمه چینی کردم برای مرگم... و سکوت کرد... و رفتم... و دیگر ندیدمش... دلم براشون تنگ شده؛ "And the rain will kill us all" بچّه ها اینا رو برین ببینین شاد بشین... ضدّتهوّع فراموش نشه. http://goharenab.blogfa.com/post-154.aspx سارا از اون دافایی ان که تو دوس داری. مخصوص تو گذاشتم. :دی تاریکی - حافظ موسوی - "But I know just what it feels like به نام خدا خستمه.هی می گم بعدا.این بعدا.اون بعدا.بعدا بعدا ای (بعدنی) در کار نیست.حالم دیگه از هوای ای که می دم تو هم به هم می خوره.تا حالا شده احساس کنی بخوای خودتو بالا بیاری. همه چیزو. گذشته و آینده تو؛ از اینکه هی بعدا ها رو هم تلنبار می شن و هیچ کاری نمی کنی و هی می گی باشه حال،بعدا بعدا بعدا بعدا بعدا بعدا بعدا بعدا بعدا بعدا بعدا بعدا ...بعدا... نه،تهوّع هم کمکی نمی کنه.وقتی خودت جزئی ازش باشی؛جزئی از نقابا، جزئی از بعدا موج sin ای هم لاقل t اش ثابته. به محیط ربطی نداره ... واسه منبع شه...لعنت! بعد وقتی می گم کار از فاکیدن هم گذشته مسخره کن. -آپ چند روز پیش- "...وقتی که ناپلئون از لاپلاس پرسید که خداوند در کجای این طرح عالم ممکن است جای بگیرد، لاپلاس پاسخ داد:"من به چنین فرضی نیاز ندارم"." "لاپلاس شاید آگاهانه جمله ی ژان باپتیست کوفینتال را تغییر داده باشد. او هنگام صدور حکم توقیف لاووازیه در سال ۱۷۹۴ میلادی گفته بود: " جمهوری به دانشمند نیاز ندارد". " -آپ امروز...تأثیرات خوندن فیزیک پایه- شب هم پیدا نیست... .... عشق اما پیداست... . . روز باید باشد... روز باید باشد..." شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر! این سفر راه قیامت می روی تنها چرا؟ پ.ن:آخه پروژه ام مونده...پروژه ی خطرناک و دوست داشتنی من!!!!! “I like smoke & lighting/ heavy metal thunder/ racin’ with the wind/ and the feeling that I’m under “. Steppenwolf – Born to be wild-1968 دردي است غير مُردن كان را دوا نباشد پس من چگونه گويم اين درد را دوا كن!؟ كاش بعضي چيزها به بيان مي آمدند تا حنجره را بار بسيار، كم می شد... زورچپون(از خودم...): نشسته بودیم... حواسش به تکه کاغذی بود که با آن سرگرمش کرده بودم... به آب می نگرم... با خود زمزمه می کنم:" کودکی که عینهو فرش یه گوشه ی دریا رو گرفته..." حباب های ته آب را تخم های قورباغه می بینم...
the dark is shining
all the frozen pine trees
the angels bow down to knees
the red is mixed
the golden is gone
fading away, silver and green
the snow on my skin
all the childhood
the milk,the biscuits, the sockings
?!where's Santa
,he's stucked in the chimney
...probably
?will the salvation come down
?will it sweep away the doubt
the unknown feelings
pierced my metal shell down
i want for the second time
the pictures come true
it's all gone
That you cannot stay anymore
I don't want you to be hurt
even a graze
But please just understand
how tough is the situation
And you have to go, you have to leave
I have to stay, and be
That how much it's deep and dark
(not more than your eyes i suppose)
?Hasn't you heard anything about it
where all my sentiment come true
where i can jump and fly
where the friction is delightful
(Searchin' for your reflection in the glass)
It eats me up
I cannot stop the rain
?Shall it wash up the past
No memories left
Just cut off the links
It's better for you
Where ever i am
and where ever you are
No one can see
No radars can find
No GPS's
that i'm with you
(despite of the distance)
-This week-
searchin' for any black and yellow patch
tryin' to escape
but you're every where

هميشه كسي در تاريكي هست كه ما را به وحشت مي اندازد
هميشه كسي در تاريكي هست كه خودش هم از وحشت مي لرزد
هميشه كسي در تاريكي هست كه گلوله هاي ما با صورتش برخورد مي كند
هميشه كسي در تاريكي هست كه گلوله هايش را به سمت ما شلّيك مي كند
شلّيك كننده وقتي شلّيك مي كند شادمان است
شلّيك كننده وقتي شلّيك مي كند غمگين است
To have a voice in the back of my head
Like a face that I hold inside
A face that awakes when I close my eyes
A face watches every time I lie
A face that laughs every time I fall
(And watches everything)"

| |
