غار و غارنشین
دارکوبی برای ساخت لانه بر شقیقه ام می کوبد!
من همیشه همراه من عصیانگر و سرکش... همیشه ی من... درون من.... می سوزم از هرم بودنت. می ترسم از درگیری ات با ممنوعه ی دیگری... همیشه خورده ی من! من شخصا ازت معذرت می خوام که زنده به گور رویاهام می شی... زنده به گور "بودن"هایم! گرچه رومون تو روی هم باز شده اما خودت خوب می دونی نمی خوام بمیری. اما می کشمت. مثل م. مثل مه. مثل ث. مثل ف. مثل ح. من ممنوعه ی من من قاتل رو بشناس.. پ.ن:تا خالا توجه کردی وقتی آدم سرما می خوره چقدر خوشگل می شه.منظورم درست همون لحظه ایه که داره تو تب می سوزه...
من ممنوعه ی من ...
نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت
17:28 توسط غارنشین| |
| |
